![]() |
![]() |
|
| www.ooen.blogfa.com |
|
جلسه محاکمه مردي که جواني را در خانه اش ديده و او را به خاطر ارتباط با همسرش به قتل رسانده بود، در شعبه ۷۴ دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد. به گزارش خبرنگار ما در جلسه محاکمه ديروز ابتدا آرش سيفي نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و گفت؛ نادر ۳۴ساله که از زمان وقوع قتل در روز هشت خردادماه سال گذشته در بازداشت به سر مي برد، متهم است جواني به نام «م.» را با ضربات قمه به قتل رسانده است. مطابق اقارير متهم و ساير مدارک موجود در پرونده تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.در ادامه اولياي دم مقتول در جايگاه حاضر شدند و براي متهم تقاضاي صدور حکم قصاص کردند.سپس نادر به دفاع از خود پرداخت. وي اتهام قتل را قبول کرد و گفت؛ دو سال قبل از حادثه بود که متوجه شدم همسرم با مردي به نام «م.» ارتباط دارد. البته اوايل به گفته هاي مردم توجهي نداشتم و سعي مي کردم حرف هايشان را نشنوم. ما با «م.» هم محلي بوديم و من دقيقاً او را مي شناختم. يک سال و نيم پيش در همان شرايط که تلاش مي کردم به همسرم بدبين نشوم «م.» را در پاگرد واحد آپارتماني ام ديدم. با خواهش و تمنا و نصيحت از او خواستم از زندگي ام بيرون برود. من عاشق همسرم بودم و آنقدر دوستش داشتم که نمي خواستم حرف هايي را که در مورد او مي زدند باور کنم، بعد که به خانه رفتم با همسرم هم صحبت کردم و از وي خواستم به کارهايش پايان دهد. او هم قبول کرد. با اين حال براي اطمينان بيشتر خانه ام را عوض کردم. چندي بعد متوجه شدم «م.» آدرس جديد خانه ام را پيدا کرده است. متهم ادامه داد؛ مجبور شدم دوباره به محل ديگري نقل مکان کنم. فکر مي کردم «م.» ديگر دست از سر همسرم برداشته است تا اينکه دوباره متوجه زمزمه هايي شدم که عليه همسرم مطرح مي شد. با اين حال هنوز هم همسرم را دوست داشتم و حاضر نبودم حرف نامربوطي را در موردش قبول کنم. روز حادثه سر کارم بودم که يکي از آشنايان با من تماس گرفت و گفت «م.» را اطراف خانه ام ديده است. بلافاصله به سمت منزل به راه افتادم، وقتي رسيدم با کليد در را باز کردم و وارد خانه شدم و ديدم «م.» در کنار همسرم است. آنقدر عصبي شدم که کنترل خودم را از دست دادم. با قمه يي که در دست داشتم سه ضربه به «م.» زدم. همسرم خيلي ترسيده بود و فرياد مي زد. با اينکه خيلي دوستش داشتم اما نتوانستم تحمل کنم و با قمه به او هم ضربه زدم، بعد هم خودم را به پليس معرفي کردم.قاضي تردست در ادامه جلسه دادگاه را غيرعلني اعلام کرد تا همسر نادر نيز تحت محاکمه قرار گيرد. همسر نادر در مرحله دادسرا به داشتن ارتباط با مقتول اعتراف کرده و در بخشي از سخنانش گفته بود؛ من شوهرم را دوست داشتم و دلم نمي خواست با مقتول رابطه داشته باشم اما وقتي به «م.» گفتم که ديگر نمي خواهم وي را ببينم، تهديدم کرد که به شوهرم خبر خواهد داد. مقتول به زور با من رابطه برقرار مي کرد و حتي زماني که فهميد شوهرم از ماجرا مطلع شده است، دست برنداشت. ما چندين بار هم خانه مان را عوض کرديم ولي «م.» همچنان مرا تهديد و وادار مي کرد کاري را انجام دهم که دوست نداشتم. تا اينکه شوهرم روز حادثه سرزده به خانه آمد و او را کشت. ضربه يي که به من زده بود هم بسيار عميق بود اما من به طرز معجزه آسايي نجات پيدا کردم.قضات شعبه ۷۴ پس از شنيدن دفاعيات همسر متهم در جلسه يي غيرعلني براي صدور راي دادگاه وارد شور شدند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 22:45 توسط محسن ملكي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
امید وارم از مطالب این وبلاگ به اندازی کافی بهره ببرید.محسن ملکی مدیروبلاگ
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم آبان 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته سوم مرداد 1387 |
| نویسندگان |
|
محسن ملكي محمد |
|
RSS
|